نگيــنه غــوري: 18 حوت 1388
افغانستان/ ولايت غور 24 /2 /2010
بسم الله الرحمن الرحيم

نامۀ سرگشادۀ يك دخترافغان به رييس جمهور اوباما
جناب آقاي رييس جمهور باراك اوباما!
من يك دختر17 ساله از ولايت غورِ كشورافغانستان هستم كه درصنف دوازدهم ليسۀ دخترانۀ چغچران درس مي خوانم. غور ولايتي هست كوهستاني و دورافتاده با راه هاي صعب العبور و زمستانهاي سرد وطولاني. اين ولايت كه داراي 38756 (تقریبی ) كيلومترمربع مساحت وحدود 750000 هزار جمعيت است، از جانب جنوب به ولايت هلمند وازطرف شمال به ولايات فارياب وبادغيس و از سوي غرب به هرات و ازجانب شرق به ولايت باميان محاط مي باشد.
پيش از آمدن نيروهاي جامعۀ جهاني در افغانستان، ولايت ما تحت اشغال طالبان وتروريستهاي القاعده قرار داشت. آن زمان ما دختران واكثريت پسران مكتب رفته نمي توانستيم. كاركردن ويا بيرون شدن از منزل براي خانمها جرم تلقي مي شد. مردان نيزكارنمي يافتند، فقرو بدبختي بيداد مي كرد. طالبان كه زنان را درخانه زنداني كرده بودند، مردان را هم هر روز به بهانه هاي بيهوده،لت وكوب مي كردند وحتا مي كشتند. موسيقي ، فيلم، راديو وتلويزيون و درمجموع ،غيرمجاز بود و زندگي مردم شباهتي عجيبي به گورستان داشت. اعضاي القاعده وترورسيتهاي بين المللي از تمام كشورها به وطن ما آمده بودند و از اينجا اهداف شوم تروريستي خويش را درسرتاسرجهان سازماندهي مي كردند. آنها دروازه هاي كشور ما را به روي تمام دنيا بسته بودند واقتصاد ما را فلج كرده بودند. آنها حتا به افتخارات وآبدات وآثار باستاني كشورما نيز رحم نمي كردند وآنها را ويران مي ساختند ودرختان ميوه دار را آتش مي زدند. آنها آموزش علوم عصري را تقريباً ممنوع قرار داده بودند. آنها مزارع زيباي وطن ما را به كشتزارهاي مواد مخدر تبديل كرده بودند وبه بشريت زهرتهيه مي كردند.
من تشكرمي كنم از جامعۀ جهاني به ويژه مردم ايالات متحدۀ امريكا كه به خاطرنجات مردم افغانستان سربازان خويش را اينجا فرستادند. ما امروز بسيارخوشحال هستيم. ما آزادي داريم. ما حالا مكتب مي رويم ودرس مي خوانيم. من مي خواهم در آينده يك ژورناليست خوب شوم وبه ميهن خود خدمت كنم. حالا پدر ومادرمن كار مي كنند. وضعيت اقتصادي خانوادۀ ما بسيارخوب شده است.
دردورۀ طالبان يك دخترهم به مكتب نمي رفت؛ اما امروز ما، در ولايت غور بيشتراز 180 هزار دانش آموزداريم كه در 612 باب مكتب درس مي خوانند وحدود چهل وچند درصد آنها را دختران تشكيل مي دهند. حالا زنان كارمي كنند وبراي خانوادۀ شان نان تهيه مي كنند. مردم ما در پروسۀ دموكراسي دركشورشان آزادانه سهم مي گيرند. ما انتخابات دورۀ اول رياست جمهوري را سپري كرديم و در يك فضاي قناعت بخش نمايندگان خود را درشوراي ملي نيزانتخاب كرديم. دورۀ دوم انتخابات رياست جمهوري هم به خوبي پشت سرگذاشته شد. دراين دوره انتخابات شوراهاي ولايتي نيزانجام يافت. خواهرمن كه يك جوان 19 ساله است درانتخابات شوراي ولايتي غور اشتراك كرد وبرنده هم شد ودرحال حاضربه حيث نمايندۀ مردم در شوراي ولايتي غور كارمي كند. من دعا مي كنم كه خواهرم بتواند به مردم خود مخصوصا زنان اين ولايت خدمت بيشتري انجام دهد.
وضعيت امنيتي در ولايت غور كاملاً قناعت بخش است. در دورۀ طالبان هر روز هموطنان ما كشته مي شدند ودرجنگهاي بيهوده جانهاي شان را ازدست مي دادند. بعد از آمدن نظام جديد، امنيت دراينجا برقرار است ودر طي اين هشت سال فقط يك تن ازسربازان ناتو آن هم در يك تظاهرات به صورت اشتباهي جانش را ازدست داده است. مردم ما ازموجوديت نيروهاي همكاربين المللي دركشورحمايت مي كنند. درزمان طالبان نه حكومتي بود ونه هم اداره وقانوني. اما امروز الحمدلله ما داري دولتي هستيم كه با تمام دنيا رابطۀ نيك سياسي دارد. ما حالا قانون اساسي داريم. در كشورما امروزنهاد هاي قضايي، اجرايي وتقنيني دركنار همديگرخدمت مي كنند. هرچند درمورد حكومت داري خوب ومحو فساد اداري كارهاي بسياري هست كه بايد انجام پذيرد؛ اما اگر وضعيت كنوني را با زمان طالبان مقايسه كنيم درحقيقت ما پيشرفتهاي كلاني به دست آورده ايم.
جناب رييس جمهور!
ولايت غور يك ولايت آرام وداراي امنيت است. مردم آن با نيروهاي جهاني هيچ مشكلي ندارند وموجودیت شان را ضروری می دانند ؛ اما متأسفانه درعرصۀ بازسازي دراين ولايت كارهاي اندكي صورت گرفته است وتوجه شما بيشتربه مناطق نا امن متمركزبوده است درحالي كه مناطق آرام بيشتر به بازسازي وايجاد شغل و يافتن كارضرورت دارد. من مكتب مي روم ، اما به زيرخيمه درس مي خوانم وتعميردرسي ندارم؛ اما شما درجايي مكتب اعمارمي كنيد كه همان شب دوباره آتش زده مي شود، اين كار به نظرمن اندكي خنده دار به نظرمي رسد. درست است كه همه مناطق افغانستان به بازسازي ضرورت دارد ولي اين بازسازي بايد متوازن وعادلانه باشد وتمام ولايات را شامل شود.
مسألۀ اساسي مردم غورساختن سرك پُختۀ كابل- هرات از طريق غور مي باشد. نداشتن انرژي برق ازمشكلات عمدۀ ديگراين مردم هست. من ازشما مي خواهم براي ما كمك كنيد تا سركهاي خود را بسازيم وبالاي درياهاي غور بند برق اعمارنماييم. در عرصۀ معارف ، صحت و زراعت هم مشكلات بسياري داريم كه اميد مي رود در آينده آن مشكلات را نيزكمترنماييم. سازندگي وپيشرفت وبازسازي به امنيت وثبات وصلح دايمي ضرورت دارد، اگرجامعۀ جهاني افغانستان را ترك بگويد ، دوباره بي ثباتي وجنگهاي داخلي شروع مي شود ، تفنگداران بالاي مردم ظلم مي كنند والقاعده وطالبان فرصت دوباره مي يابند وامنيت تمام جهان را به مخاطره مي اندازند.
من ازمردم ايالات متحدۀ امريكا تقاضا مي كنم كه به حمايت خود ازمردم افغانستان ادامه بدهند. سربازان شما در اينجا به خاطرتامين امنيت مي جنگند. به خاطرآزادي مي جنگند. به خاطرنهادينه شدن دموكراسي و رعايت حقوق بشرمي جنگند ومردم افغانستان را كمك مي كنند. سربازان شما مي جنگند تا ما به مكتب برويم. تا زنان كار نمايند وتامردم افغانستان در رفاه وآرامش به سرببرند. ما ازسربازان شما تشكرمي كنيم كه به اعتقادات مذهبي و ارزشهاي فرهنگي ما احترام مي گذارند. ما ازكمك هاي بشردوستانۀ شما تشكرمي كنيم. انسانها بايد هميشه به همديگرهمكاري داشته باشند وبراي هم خوبي ونيكي نمايند. درقرآن مقدس كتاب آسماني ما مسلمانان آمده است :« نيكي كنيد كه خداوند نيكوكارا ن را دوست دارد.» ( سورۀ بقره / آيه 195)
اگرسربازان شما دراينجا با القاعده وطالبان مبارزه نكنند ، آنها مانند يازدهم سپتامبر بازهم به شهرهاي شما حمله مي كنند ومردم غيرنظامي را هدف قرار مي دهند. القاعده مردمان خطرناكي هستند. آنها كشتن وكشته شدن را پيروزي خود مي دانند. آنها به مذاكره وگفتگو اعتقادي ندارند. اسامه بن لادن هنگام تولد 300 مليون دالر پول به ارث برده بود ، ولي به همۀ آنها پشت پازد، پس آنها به خاطرپول هم نمي جنگند. آنها ديدگاه هاي دارند كه براي تمدن وبراي بشريت خطربسياربزرگي به شمارمي رود. مردم افغانستان ازطالبان والقاعده نفرت دارند وآنها را براي كشورشان خطرناك مي دانند. آنها فقط درقسمت هاي كوچكي ازافغانستان زمينۀ فعاليت دارند، كه بدبختانه تمام چشمها فقط به همان نقاط دوخته شده است. درحالي كه 90 در صد مردم افغانستان صلح مي خواهند واز وضعيت موجود راضي هستند، به شرطي كه حكومت افغانستان مسووليتهاي خويش را به خوبي انجام دهد.
جناب آقاي اوباما!
من به جامعۀ جهاني پيشنهاد مي كنم كه شما بايد نهاد هاي مدني افغانستان را تقويت كنيد واحزاب سياسي باورمند به فعاليت هاي مسالمت آميزرا رشد دهيد. شما بايد در عرصۀ فرهنگي فعاليت بسيارنماييد. مسألۀ افغانستان تنها مشكل سياسي نيست. عرصۀ فرهنگ واقتصاد وآموزش وپرورش بايد جدي گرفته شوند. من ضمن اينكه ازهمكاري هاي جامعۀ جهاني تشكرمي كنم،يكبارديگر از شما مي خواهم تا به ما كمك كنيد كه سركهاي خود را بسازيم وخانه هاي خود را با نور برق روشن كنيم و درس بخوانيم. درآخر مي خواهم نامه ام را با شعري ازحضرت سعدي شاعر زبان خود كه حدود هشت صد سال قبل سروده شده خاتمه بدهم وبازهم ازتمام كساني كه مردم افغانستان را كمك مي كنندتشكركنم:
بني آدم اعضاي يكديگراند كه درآفرينش زيك گوهراند
چوعضوي به درد آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار
توكزمحنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي